آهو

پارت 33


رفتم تو اتاق اما صداشون میومد
اولین بار بود یه مردی اینطوری ازم دفاع می‌کرد
نمی‌دونم این چه حسیه بهش دارم واییی آهو بسته تو شوهر داری
رفتم تو اتاق و درو قفل کردم

نمی‌دونم فردا که محمد برای کار یک ماه می‌ره ترکیه فریبا چه بلایی قراره سرم بیاره
البته محمد اینجاعه هم طرف منو نمیگیره
تا شب از اتاقم نیومدم بیرون سر تخت دراز کشید بودم که در به صدا در اومد

اهو. کیه

نازگل. بیام داخل


اهو. بیا

نازگل. آهو بگو ببینم امروز رفتین بیرون چیکار کردین


آهو. زدم به بازوش گفتم
تو چقدر فصولی نازگل


نازگل. بگو دیگه آهوووو

آهو. رفتیم رستوران برای هدیه هم برام سرویس جواهر خرید


نازگل. خوش به حالت شیطون کاشکی یکی پیدا بشه برا منم بخره


آهو. حالا اینا رو ولش کن بگو ببینم این پسره آرین مگه برادر فریبا نیست؟
دیدگاه ها (۴)

آهو

آهو

آهو

آهو

آهو

آهو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط